تبليغاتX
دو تا دیوووووووووونه............

دو تا دیوووووووووونه............

آسمان هوای بوسیدن زمین را دارد باران بهانه هست.

چه رنگی را دوست دارید؟

برخی از روانشناسان عقيده دارند رنگی که برگزيده و دلخواه کسی است ميتواند گويای خصوصيات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زير چکيده ای است که بر اساس اين نظريه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده:


قرمز: خوش قلب اما خودپرست
اين رنگ مظهر شدت و زياده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاری و خشونت و خون و آتش. كسی كه به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي تواند در زندگی بی تفاوت باشد.

اين گونه اشخاص تند و سركش و در عين حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.

قضاوتهاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستي هايشان مي شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جويا شدن علت مي جنگند.

دو عيب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصيات متضادی هستند.


صورتی: مورد علاقه ديگران
رنگ صورتي درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملايمتر دارا می باشيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندی نشان نمی دهيد. ادم های صورتی بسيار عاشق پيشه هستن و توجه خاصی به مسائل عاطفی دارند.
افرادی که به رنگ صورتی علاقه دارند،شفاف و راست گو هستند و بسيار سلطه طلب
به طوری که می خواهند همه چيز را به دست بگيرند. در عين حال ادم های
رئوف و قابـل اعتمادی هستند.

ديگران را خوب درك مي كنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار می كنيد و به دليل نشاط و شادابي تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايي كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواري های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند.


آبی: نظم، پشتكار، تنهايی
رنگ آبی از رنگهايی است كه طرفداران زيادی دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، كاملاً می توانيد هوس و احساسات و هيجانات خود را كنتر ل كنيد.

ظاهر آرام شما ديگران را وادار مي كند كه به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد.

در خريد و پوشش لباس قناعت می كنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروری كه داريد ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنند.

كارهای خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معينی انجام مي دهيد. يكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست.


ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآميز و باشکوهی است. دوستداران اين رنگ پيوسته مجذوب زيبايی ها و ظرافتها مي شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با اين دسته لذتبخش است که امور معنوی بيشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نيز هست!


قهوه ای: قابل اعتماد
اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وكمی فيلسوف مآب هستيد.

به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن كه كمتر تصميم می گيريد اما هر بار كه تصميمی بگيريد آن را به مورد عمل می گذاريد.

شما كاملاً در نگهداري پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهی اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزی در پيش می گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد.


خاكستری: احساس بی نيازی
اين رنگ مظهر چشم پوشي از خوشی های دنياست. كسانی كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به اين رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال ميدانند و در زندگي احساس بی نيازی می كنند.

در عشق بر افراد مسن تر از خود تمايل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ايده به آنها برتری دارند خيلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.


پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
رنگی است تركيبی و آنهايی كه اين رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نيستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند.

نفوذ در اين گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نيستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد اين دسته با كسی كه خصوصيات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند.


سبز: كنجكاوی
رنگ سبز طبيعت وتازگی است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگي با شما آسان است. نقطه اشتراك فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی داريد روابط شما با ديگران بر پايه ی اصول و قرارداد است.

دوست نداريد كه در زندگيتان حوادثی به وقوع پيوندد اما كنجكاوانه به ماجراهای زندگی ديگران توجه داريد.


فيروزه ای: اسرارآميز و پند ناپذير
دوستداران اين رنگ اسرارآميزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصايح ديگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فيروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.


سياه: خوش ذوقی و ظرافت طبع
اين رنگ برخلاف عقيده ی همگان رنگ نوميدی و عزا نيست بلكه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام می گذاريد و برای آن كه ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه كمكی به آنها دريغ نمی كنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آسانی مي پذيريد.

زرد:

افرادی که زرد مي پوشند ،بسيار مثبت انديـش بوده و عاشق خلق کردن هستن
زندگی برای آن ها مفهوم يکسانی ندارد. هميشه در پی تغيير و تحول اند و يک جا آرام
و قرار ندارند. به عنوان يکی از با معرفت ترين آدم ها مي توانيد روی آن ها حساب کنيد

يک نکته ی رنگی :
توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغيير می كند به دليل آن كه خصوصيات اخلاقيتان نيز در ساليان دراز تغيير خواهد كرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقيده خود را عوض كنيد به علت ضعف شما و يا به علت نيازتان به تغيير محيط است.


+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 13:16  توسط parniyan &sima  | 

اندکی سکوت...

 

 

چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان

نه به دستی ظرفی را چرک میکنند

نه به حرفی دلی را آلوده

تنها به شمعی قانعند

و اندکی سکوت....

 "حسین پناهی"

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 14:45  توسط parniyan &sima  | 

سوال

سوأل اول

فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا

نفر چندم هستید ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پاسخ:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.
سعی کن تو سوأل دوم بهتر جواب بدهید
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.
سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.

جواب:
اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)
شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟
سوأل سوم:
ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.
عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

جواب :
به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!
پدر ماری، پنج تا دخـتر داره: 1-nana 2- nene 3- nini 4- nono.
اسم پنجمی چیه؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

جواب: Nunu؟
نه! البته که نه. اسم دخـتر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 14:19  توسط parniyan &sima  | 

نگاه گرمت

SHIRIN VAFARHAD

با اون نگاه گرمت ، توی قلب من نشستی

تو یه احساس قشنگی تو خود آرزو هستی

تو یعنی اوج یه رویا ، بی نیاز از همه ،

اما من واست غرق نیازم ، لبریز از عشق و تمنا  

وقتی قهر می کنی قلبم می کنه پا در میونی 

قهر و آشتیات قشنگه تو که از ما بهترونی

توواسه من فرشته ای تو

مثه واژه های نابی توی هر نوشته ای تو

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 22:41  توسط parniyan &sima  | 

miss you...........





 

miss you
Though you are not here
Wherever I go
Or whatever I do
I see your face in my mind
And I miss you so
I miss telling you everything
I miss showing you things
I miss our eyes
Secretly giving each other
Confidence
I miss your touch
I miss our excitement together
I miss everything we share
I don’t like missing you
It is very cold and lonely feeling
I wish that I could be with you
Right now
Where the warmth of our love
Would melt the winter snows
But since I can’t be
With you right now
I will have to be content
Just dreaming about
When we will be together again

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 19:39  توسط parniyan &sima  | 

........!!!

فکر کن که چه تنهاست اگر که

                     ماهی کوچک دچار آبی بی کران دریا باشد !
چه فکر نازک غمناکی!
                      دلم گرفته
                           دلم عجیب گرفته .....
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 20:51  توسط parniyan &sima  | 

........!!!

هــــوا آفتـابيست
              مرا زير چتـر خود ببر
                        فقط زير چتـر تـو
                                     باران مي بارد !

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 20:49  توسط parniyan &sima  | 

بی تو......!!!

           بي تو ثانيه ها تکراري شده اند
                   آيينه چيزي جز سراب را نشان نمي دهد
                                            و جاده در انتظار مسافر است
                                                               هنوز دلم بدون تو بهانه مي گيرد

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 20:48  توسط parniyan &sima  | 

اما نمیدانم چرا این روزها،

 

رفتار من عادی ست.اما نمیدانم چرا این روزها،
از دوستان و آشنایان،هر کس مرا میبیند از دور میگوید:
این روزها انگار ، حال و هوای دیگری داری!
اما ...من مثل هر روزم.با آن نشانی های ساده
و با همان امضا ، همان نام و با همان رفتار معمولی،
مثل همیشه ساکت و آرام!
این روزها تنها...
حس میکنم گاهی کمی گنگم،
گاهی کمی گیجم،
حس میکنم از روزهای پیش قدری بیشتر
این روزها را دوست دارم.....
گاهی ...از تو چه پنهان،
با سنگها آواز می خوانم،
و قدر بعضی لحظه ها را خوب می دانم .
این روزها گاهی از روز و ماه و سال ، از تقویم
از روزنامه ، بی خبر هستم.
حس می کنم گاهی کمی کمتر ،
گاهی شدیدا بیشتر هستم .
حتي اگر می شد بگویم ،
این روزها گاهی خدا را هم
یک جور دیگر می پرستم .
از جمله دیشب هم،
دیگرتر از شب های بی رحمانه ی دیگر بود،
من کاملا تعطیل بودم!!!
گاهی برای یادبود لحظه ای کوچک
یک روز کامل جشن می گیرم ،
گاهی ، صد بار در یک روز می میرم !
حتي...یک شاخه از محبوبه های شب
یک غنچه ی مریم هم...
برای مردنم کافیست.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 17:21  توسط parniyan &sima  | 

مهربانم...

987[ashegane].JPG

مهربانم با تو عهدی ميبندم نا گسستنی

فراموش نشدنی و ماندگار

قلبم را به تو هدیه میدهم

به تو که سر تا پای وجودت را ذرّه ذرّه دوست ميدارم

به تو که روحت را سرشتت را

عصاره ی وجودت را ميپرستم

و به آن عميقاً عـشق ميـورزم

ای عزیز ِ ستودنی مهربان ِماندنی

نازنین ِ خواستنی بدان که من

تو را هيچگاه هيچ کجا

هيچ لحظه ای تنها نخواهم گذاشت

و لحظه ای از تو غافل نخواهم شد

مطمئن باش
تمام احساسات زیبای من عاقلانه و عاشقانه تقدیم تو مهربان باد ...


+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 17:20  توسط parniyan &sima  | 

اي افسوس

 

لحظه ی با تو بودن

 سرا پا چشمك خواهم شد ترا در بازوان خويش

خواهم ديد

 سرشك اشتياقم شبنم گلبرگ رخسار

تو خواهد شد

تنم از شراب چشم تو خواهد

سوخت

برايت شعر خواهم خواند برايم شعر

خواهي خواند

 تبسم هاي شيرين تو را با بوسه

خواهم چيد وگر بختم كند ياري .... در آغوش

تو..... .............اي افسوس

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 17:18  توسط parniyan &sima  | 

پرنیان......!!!

 

 

عطر یادت

 

 نگاهت

 

صدای ویرانگرت

 

نیستی

 

ولی هنوز اینجا ست توی قلبم

 

توی بافته ی  گیسوهایم

 

سراسر روز را

 

و شهر را قدم میزنید

 

با من

 

تو هنوز اینجایی

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 10:38  توسط parniyan &sima  | 

ارزو............!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 10:34  توسط parniyan &sima  | 

مرگ.....!!!!



|
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 10:32  توسط parniyan &sima  | 

بارون

قرار این بود !

 

نداشتن سهم من!

 

بارون

 

 

 

 بارون

 

چکه

 

 چکه

 

 آخر ماندن هم رسید

 

و آخر دستانت

 

 دنیا گر گرفته بود  و ماه درون سینه ام آتش می سوزاند

 

برای تو می نویسم زمستان بی رحم

 

حرفهایت چه سیاهیی درخشانی بود که مرا  ترسیده

 

 می برد

 

قرار بود فردا باران ببارد

 

 نه حالا

 

 وقتی حرف نمی زنم

 

 و فرو می ریزم

 

 من همان مترسک مدفون زیربرف

 

و تو داری به نابودی باغچه می اندیشی

 

                               زمستانی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 10:30  توسط parniyan &sima  | 

قهوه...!!!

   

نیت کن .........

انگشت بزن ...........

(سکوت )

زندگیت مثل این قهوه می مونه ، تلخ !

یه سقوط تو زندگیت می بینم .......... البته مربوط به گذشته ات بوده ......... بعدش یه اوج ، یه پرش

خیلی بلند . انگار سرت داره می خوره به آسمون ......

نگاه کن ..........می بینیش ؟؟؟!!!!  یه قول شاخ دار می بینم ، اون دوباره باعث سقوطت می شه ، هر

دفعه می خوای به حرفاش تن در ندی ، اما انگار نمی شه !

بذار ببینم ؟!!.......... تنها عامل خوشبختیت دوری از اونه !

می خوای بدونی الان کجاست ؟؟!!

الان خیلی دور شده ، نگاه .......... تو اینجایی .........اون ، اونور فنجون

عجیبه ! از سه روز پیش که فالتو گرفتم ، خیلی دور تر شده !!!!

.

یه چیزو می دونی ، این جور سقوط ها و پرش ها  هیچ ربطی به پیشونی نداره ! .........

 

تو زندگیت  درجا زیاد زدی ! همین زندگیتو تلخ کرده ! یا رومی روم باش ، یا زنگی زنگ . تکلیفتو با خودت

معلوم کن .

دیشب استغفار گفتی ، قول شاخ دارو دور کردی !  ولی الان نگاش کن ؟!  اون ور فنجون تو کمین

نشسته ........ یه شُل بازی  دیگه کافیه تا دوباره با مخ بخوری زمین . خیلی مواظب باش ............

.

تموم شد . 5000 تومن .........

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 10:28  توسط parniyan &sima  | 

پرنیان......!!!

 

(این قلب مال تو)

 

فکر کردم کوچک شده

 

ذرات خیس و نم دار روحش

 

 همه جا بود حتی در ریه ی آفتابگردان ها 

 

 اما هنوز دستانش وسعت داشت 

 

چیزی راتوی

 

قلبش را جا  داه بود

 

 توی حباب شیشه ی کوچک  خیس تنهایی  

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 10:27  توسط parniyan &sima  | 

*~*~~*~*

 

 

خداحافظ

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 10:24  توسط parniyan &sima  | 

*~*~~*~*

 

 

نت قلب من غمگین بنواز

 

همه ی روز ها مردند

 

که کسی شادمانه مینواخت و قلبم سرود میخواند

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 10:22  توسط parniyan &sima  | 

قصه.......!!

تو از كدوم قصه اي كه خواستنت عادته

  نبودنت فاجعه بودنت امنيته

  تو از كدوم سرزمين تو از كدوم هوايي

  كه از قبيله ي من يه آسمون جدايي  

 اهل هر جا كه باشي قاصد شكفتني

 توي بهت و دغدغه ناجي قلب مني

 پاكي آبي يا ابر نه خدايا شبنمي

 قد آغوش مني نه زيادي نه كمي 

 منو با خودت ببر اي تو تكيه گاه من

 خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن

 منو با خودت ببر من به رفتن قانعم

 خواستني هر چي كه هست تو بخواي من قانعم  

 اي بوي تو گرفته تن پوش كهنه ي من

 چه خوبه با تو رفتن رفتن هميشه رفتن

 چه خوبه مثل سايه همسفر تو بودن

 هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن  

 چي مي شد شعر سفر بيت آخرين نداشت

 عمرکوچ من و تو دم واپسين نداشت

 آخر شعر سفر آخر عمر منه

 لحظه ي مردن من لحظه ي رسيدنه  

 منو با خودت ببر اي تو تكيه گاه من

 خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن

 منو با خودت ببر من حريص رفتنم

 عاشق فتح افق دشمن برگشتنم  

 منو با خودت ببر منو با خودت ببر

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 22:31  توسط parniyan &sima  |